ملا محمد مهدى بن على نقى شريف
82
زاد المسافرين ( فارسى )
و اگر بر معده گرانى داشته باشد و ترش مىشده باشد كمتر از آن به هر قدرى كه بار طبيعت نباشد ، بدهند و غذا طرف چاشت ، قيمه شوربا و نخود آب و در امزجه حاره ، قليهء تمر و قليهء زرشك و طرف شب ، ترپلا و قليه چلو و از لبنيات و ترشىهاى تند و ميوهها اجتناب لازم است . و اگر شير بز ميسر نشود ، شير گاو و گوسفند نيز جايز است ؛ ليكن شير بز انفع است . و بالجمله ، ماء الجبن دواى عظيم النفع است در عامّهء امراض سوداويه و مواد محرقه . اما صفت سكنجبين افتيمونى كه با ماء الجبن خورده مىشود : يكى اين است كه معمول متأخرين است و فقير به تجربه رسانيدهام ، صفت آن : افتيمون ، سناء مكى ، بيخ كاسنى ، بسفايج ، از هريك ، ده مثقال ؛ پرسياوشان ، رازيانه ، اسطوخودوس ، از هريك ، پنج مثقال ؛ شاهترهء خشك ، بادرنجبويه ، از هريك ، هفت مثقال ؛ قند سفيد ، دويست و چهل مثقال ؛ سركهء تند ، هفتاد مثقال ؛ اجزاء را جوشانيده صاف نمايند و با قند به قوام آورند ، اگر بدون شير بز بعد از تنقيه از سه تا هفت مثقال بنوشند هم شايد . و اگر با حرارت مزاج باشد ، با آب كاسنى ، بيست مثقال و آب شاهتره ، پانزده مثقال ، هر روز بنوشند و بعد از هر شش روز يكى از مسهلاتى كه مذكور شد ، بخورند . و ديگرى از تراكيب شيخ الرئيس كه در رسالهء ادويهء قلبيه ذكر كرده و سمرقندى نيز در قرابادين على ترتيب العمل نقل كرده است . و شيخ فرموده كه : « در امراض سوداويهء قلب و دماغ هرگاه مادهء سوداوى بسيار باشد ، بسيار نافع و در مدت ده روز كه خورده شود رفع علت مىكند » و فرموده : « كه اگر ماده قليل باشد ، شربت بادرنجبويه مغنى از اين است . » فقير مىگويم : شربت بادرنجبويه - كه شيخ فرموده - همان است كه در اين